العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

410

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

مسجد بيرون شد سپس قصد صحرا كرد گروهى به آن حضرت پيوستند ولى پشت سرش ايستادند حضرت به آنان نگاه كرد و فرمود كيستيد شما ؟ عرضكردند : شيعه‌ى توايم اى امير المؤمنين حضرت يك چشمى بچهره‌ى آنها انداخت بعد فرمود : چرا در شما چهره شيعه نمىبينم ؟ ! عرضكردند : چهره‌ى شيعه چيست ؟ اى امير المؤمنين . فرمود صورتهايشان زرد از بيدارى ، ديدگانشان از گريه تار ، پشتهايشان از ايستادن برآمده ، شكمها از روزه خالى لبها از دعا خشك ، بر ايشانست رنگ خاشعان و فرمود كه مرگ جوينده و جسته شده است كه او را مقيم ناتوان نميكند و از كسى كه بترسد فوت نمىشود ، پيش رويد و خوددارى مكنيد زيرا كه فرارى از مرگ نيست همانا شما اگر كشته نشويد مىميريد به آن خدائى كه جان على در دست اوست هر آينه يك هزار ضربت شمشير بر سر آسانتر است از مردن در بستر . 31 - امالى : از كلام آن حضرت است كه فرمود : اى مردم بامداد كرديد هدفهائيد فرو رود در شما تير مرگ ، مالهايتان غارت مصيبت‌هاست ، غذائى در دنيا نخورديد كه براى شما در آن گلوگيرى نبود ، و ننوشيد از نوشيدنى دنيا كه در آن گلوگيريهاست و خدا را گواه مىگيرم به نعمتى از دنيا نمىرسيد كه به آن خوشنود مىشويد مگر اينكه بجدائى از آن ناراحت شويد . اى مردم ما و شما براى بجا بودن آفريده شديم نه براى نابودى ولى شما از خانه‌اى جابجا مىشويد پس توشه برگيريد براى آنچه كه بسويش مىرويد و در آن جاويدانيد . 32 - امالى طوسى : صعصعة بن صوحان گفت در مرض امير المؤمنين بعيادت من آمد بعد فرمود انديشه كن عيادت مرا بر فاميلت فخر قرار مده ، هر گاه مردمت را بر كارى ديدى از آن كار بيرون مشو زيرا كه براى مردى بىنيازى از فاميل نيست هر گاه تنها از آنها جدا شد همه آنها از او جدا ميشوند هر گاه